فراموش کردم
اعضای انجمن(441) نحوه ارسال مطلب قوانين ارسال مطلب به انجمن مذهبي آموزش برداشتن لینک اضافه ارتباط با مدیریت انجمن آموزش جامع درج تصاوير در مطلب نظرات انجمن
جستجوی انجمن
عناوین پر بازدید ماه
خواص اعجاب انگیز افطار با آب ولرم(آب جوشیده ولرم شده) - 156
پاسخ به ادعاهای مطرح شده توسط دکتر سروش در مناظره شبکه بی بی سی فارسی - 121
8. با توجه به اینکه ولایت فقیه، مطلق است، آیا وی میتواند اصول دین و احکام آن را تغییر دهد؟ - 90
کسی که تو شب های ماه رمضان، جُنُب شده و به خاطر خجالت کشیدن یا چیز دیگه ای، تا نزدیک اذان صبح که وقت برای غسل کردن از دست می ره غسل نکنه و بعد تیمم بدل از غسل کنه ؛ روزه اش درسته؟ - 63
کسی که به خاطر مریضی نتونسته روزه هاش رو بگیره، اگر بعد از خوب شدن بازم تا چند سال قضای اونها رو انجام نده، تکلیفش چیه؟ - 52
من روزه هام رو عمدا نمی گرفتم ؛ اما نمی دونستم اگه این کار رو بکنم علاوه بر قضا، کفاره هم گردنم میاد، الان چه کار باید بکنم؟ - 51
من سالهای قبل، ماه رمضان چند روز روزه نگرفتم، اما الان دقیقا نمی دونم چند روزه بوده؛ چه کار باید بکنم؟ - 43
(محمد عزیزی) (m-azizi )    

شناخت در قلمرو اندیشه ها (قسمت 5)

منبع : http://www.ostad-jafari.com/index.php?option=com_c
درج شده در تاریخ ۹۵/۰۱/۲۳ ساعت 12:14 بازدید کل: 214 بازدید امروز: 2
 

فعالیت های ذهن

1- تصدیق : در این نوع فعالیت ذهنی، میان تصورها ارتباط برقرار می شود. مانند قضیه کروی بودن خورشید. در این قضیه با چند واحد روبه رو هستیم:

الف - خورشید ب - کروی بودن ج - رابطه میان خورشید و کروی بودن، حکم یا اذعان به وجود رابطه میان موضوع و محمول.

در این جا دو نوع عمل ذهنی وجود دارد:

* رابطه میان موضوع و محمول در خارج وجود ندارد.

* اذعان یا حکم به وجود رابطه میان موضوع و محمول ذهنی است.

2- تصدیق با واحدهای تجریدی : واحدها یا اجزای این نوع تصدیق، مفاهیم تجریدشده هستند. مانند قضایای ریاضی که از اعداد و علامات تشکیل می شوند، قضایای ریاضی انعکاس محض از نمودهای عینی نیستند.

3- تجرید : عبارت است از حذف و الغای مشخصات یک هویت، مانند دایره کلی یا انسان کلی. هنگامی که می گوییم: انسان حیوان ناطق است، همه اجزای این قضیه مفاهیمی تجریدی هستند که ناشی از حذف خصوصیات و مشخصات عینی می باشد.

4- تذکر (یادآوری): عبارت است از جستجوی محتویات حافظه یا ضمیر ناخودآگاه انسان برای استخراج اموری که در گذشته وارد درون انسان شده و ذخیره گشته است. این عمل ذهنی، یک پدیده شگفت انگیز است که دارای عناصر زیر می باشد:

الف - عناصر ذخیره شده در حافظه یا ضمیر ناخودآگاه.
ب - انگیزه استخراج و بهره برداری از عناصر، مورد نظر.
ب - انگیزه استخراج و بهره برداری از عناصر، مورد نظر.

به نظر می رسد، قدرت و ضعف نیروی یادآوری، رابطه مستقیم با زیادی و کمی محتویات حافظه یا ناخودآگاه ندارد. آن چه که مشاهده و تجربه درباره این پدیده نشان می دهد، این است که هر واحد که با اهمیت حیاتی تلقی شده و یا با تأثرات شدیدتر وارد درون شده است، عمل تذکر درباره آن واحدها و تأثرات، قوی و سریع انجام می گیرد.

5 - تحلیل : این فعالیت ذهنی عبارت است از: تجزیه یک مجموعه به اجزاء و واحدهای تشکیل دهنده آن و بررسی آن ها.

6- ترکیب : در این نوع فعالیت، ذهن به جمع آوری واحدها و کشف رابطه میان آن ها در یک مجموعه می پردازد.

برخی از فیلسوفان، نظیر راسل به روش تحلیل اهمیت بسیار می دهند و روش خود را "آتمیسم منطقی" می دانند. اما به نظر ما، هم باید به روش تحلیلی توجه کرد و هم به روش ترکیبی، زیرا هر دو روش برای شناخت ضرورت دارد.

7- درک برقراری رابطه میان فعالیت های ذهن و موضوع : هر چند گاه فعالیت های ذهنی بدون آگاهی کامل تحقق می پذیرد، ولی چون فعالیت های ذهنی از نوع کارهای هدفدار می باشد، گاه انسان برآن ها آگاهی کامل پیدا می کند و آن فعالیت ها از روی آگاهی تحقق می پذیرد. این آگاهی موجب می شود تا ذهن رابطه میان فعالیت ذهنی و موضوع آن را تنظیم نماید.

8 - تدبر: این اصطلاح مربوط به عاقبت اندیشی و پیش بینی و دقت در غایات است.
کسانی که در جستجوی حیرت ایده آل هستند، باید به محاسبه واقعیات و رویدادهای آینده بپردازند تا با برقراری رابطه هماهنگ میان گذشته و حال و آینده، در مسیر کمال گام بردارند. تدبر صحیح دارای شرایطی است که عبارتند از:

الف - تشخیص دقیق اصول و قوانین حیات.
ب - بررسی احتمالات مربوط به رویدادها.
ج - بررسی وقوع حوادث غیرقابل محاسبه.

9- هماهنگ سازی : این فعالیت ذهنی عبارت است از: متشکل ساختن منطقی اموری که فرد را به هدف خود می رسانند. جهت نیل به برخی از اهداف، هماهنگ سازی اجزاء و ارکان کارهایی که شخص باید انجام دهد، ضروری است. هماهنگی میان برخی کارها نیز به قدری اهمیت دارد که تحقق آن نشانه نبوغ و یا امتیازات فکری فرد است.

10- اندیشه منطقی : میان موقعیتی که انسان در آن قرار دارد و هدفی که فرد باید به آن نایل شود، فاصله ای وجود دارد که سپری کردن آن بدون فعالیت منطقی امکان پذیر نیست. به عبارت دیگر، حرکت از مبدأ و طی مسیری که انسان را به هدف می رساند، تحرک منطقی نامیده می شود. در اندیشه منطقی، انسان به حذف و انتخاب برخی از امور می پردازد.

11- اندیشه برین : عبارت است از: "آن جریان هدف دار ذهنی که در مبانی عالی رابطه انسان با جهان و هویت اصلی آن دو، به کار می افتد". در اندیشه برین از مبادی و نتایج کلی اندیشه های منطقی رسمی بهره برداری می شود. در اندیشه برین، آگاهی انسان به ماورای نمودهای عینی نفوذ می کند تا حقایقی را به دست آورد. به طور مثال: گاه انسان با مشاهده یک پرنده، هدف هستی را می فهمد. یا با مشاهده قوانین محدود در گوشه ای از کره زمین، قانون کلی حاکم بر جهان هستی - یعنی قانونمندی جهان آفرینش - را در می یابد.

12- تعقل : عبارت است از: "به جریان انداختن اندیشه منطقی با آگاهی به قوانین مربوط به واحدهای اندیشه". در تعقل، آگاهی و توجه به قوانین و اصول تفکر ضروری است، در حالی که در اندیشه محض ممکن است فعالیت ذهن ناخودآگاه باشد. هر چند در پرتو قوانین و اصول، اندیشه به جریان می افتد. در تعقل، آگاهی و هدف گیری مستمر ضرورت دارد.

13- تعقل برین : مراد آن است که مافوق مسائل و قوانینی که در ارتباط با روبنای جهان طبیعت مطرح است، معقولات دیگری وجود دارد که در ارتباط با زیربنای جهان هستی مطرح می باشد. تعقل منطقی رسمی، کاری جز برقراری رابطه میان انسان با طبیعت و انسان ها با یکدیگر ندارد؛ یعنی رابطه ای که برمبنای سود و زیان است. به عبارت دیگر، تعقل معمولی کاری با نیک و بد یا خیر و شر امور و تعهد و مسولیت ندارد، اما تعقل برین همواره از عدل و داد و تعهد برین و وحدت حقیقی انسان ها و تفسیر معقول جهان سخن به میان می آورد. مطالبی که ابن سینا در نمط های هشتم و نهم اشارات مطرح کرده، نشانه تعقل برین است.

14- تفقه : فهم نافذ برکلیات و جزییات قلمرو یک علم، تفقه نامیده می شود. در تفقه، استشمام خاصی وجود دارد که ذهن را به درک روابط کلیات با جزئیات نایل می گرداند. این فهم نافذ در قلمروهای مختلف به کار می رود، نظیر حدیث، حقوق و سیاست که به آن ها فقه الحدیث، فقه الحقوق و فقه سیاسی می توان گفت. افرادی که از مراحل والای علمی برخوردار نیستند، می توانند دارای تفقه باشند. برخی از اشخاص فهم نافذ نسبت به جریانات زندگی و شناخت اصول ثابت و متغیر آن ها دارند.

15- تجسیم :این نوع فعالیت ذهنی موجب می شود تا واقعیت جهان عینی در ذهن دگرگون شود و فاعل شناسایی، آن واقعیت تغییریافته را عین واقعیت خارجی تلقی کرده، آثار و خواص آن را بپذیرد. در عمل تجسیم، گاهی ذهن، موجود را معدوم و معدوم را موجود می سازد. به طور مثال: در شب تاریک - آن هم در دامنه کوه که جانداری وجود ندارد - انسان شیر درنده ای را تجسیم می نماید و نفس زنان پا به فرار می گذارد. تجسیم دارای چند مرحله است:

الف - اولین مرحله تجسیم، سابقه ذهنی تجسیم کننده درباره واقعیت است. اگر کسی شیر درنده ای را ندیده باشد، هیچ گاه نمی تواند آن را در ذهن مجسم کند.

ب - شرایط خارجی برای تجسیم باید مهیا باشد. مثلا در یک شهر پرجمعیت و در خانه ای در بسته، فرد شیر درنده را تجسیم نمی کند.

ج - شرایط ذهنی تجسیم کننده، نظیر عامل ترس یا علاقه شدید به واقعیت تجسیم شده نیز برای تحقق آن ضروری است. گاهی این شرایط نشانه ضعف و ناتوانی شخصیت و گاه نشانه قدرت فرد است. تجسیم هایی که ریشه در ضعف انسان دارند، عمومآ آثار زیانبار دارند، در حالی که تجسیم های مستند به قدرت شخصیت، فعالیت های مثبت فکری را به کار می اندازند. همه آثار هنری ریشه در تجسیم های نوع دوم دارند. در پدیده تجسیم، در لحظه واحد، دو امر متضاد در درون آدمی مشاهده می شود:

الف - فعالیت تجسیمی است که هست را نیست و نیست را هست تلقی می کند.

ب - علم به خلاف بودن واقعیت تجسیم است. یعنی تجسیم کننده می داند که آن چه را تجسیم کرده، خلاف واقعیت است. برای مثال: در یک صحنه متأثر تئاتر یا فیلم، یکی از بازیگران نقش انسان ستمدیده ای را بازی می کند. تماشاگری که در مقابل او نشسته، می داند که وی فردی ستمکار است، اما چون وی نقش خود را به عنوان یک ستمدیده به طرز خوبی ایفا می کند، تماشاگر به حال آن ستمدیده اشک می ریزد. تفکیک این دو حالت متضاد، از نظر علم به هویت بازیگر و دلسوزی به حال وی در حال ایفای نقش، یکی از فعالیت های عالی و شگفت انگیز روان آدمی است.

این مطلب توسط موسی اصلانی بررسی شده است. تاریخ تایید: ۹۵/۰۱/۲۳ - ۱۳:۰۰
پسندیدن 0 اشتراک گذاری 1 دنبال کردن 1

1
1


لوگین شوید تا بتوانید نظر درج کنید. اگر ثبت نام نکرده اید. ثبت نام کنید تا بتوانید لوگین شوید و علاوه بر آن شما نیز بتوانید مطالب خودتان را در سایت قرار دهید.
فراموش کردم